تبليغاتX
به نام خدا

به نام خدا

سال جهاد اقتصادی

حسین جان (ع):

سائل ، سینه زنی،سیب، سحر،سوره فجر/سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم/هفت سینکرمت جور همیشه آقا/ما فقط یک سفر کرببلا کم داریم....

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 1:5  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

بزرگ,متوسط یا کوچک کدام هستید

 
بزرگ,متوسط یا کوچک کدام هستید

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های كوچك بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم های متوسط به دنبال كسب
دانش هستند

آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد

آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های كوچك مسئله ندارند

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می
گیرند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 0:4  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا

در این داستان مهم نفس انجام کار مثبته اصراری در نوع کار مثبت نیست:


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را
پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در
همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر
لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را
پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما
در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا
بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به
مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم
از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می
شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او
نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا
خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما
شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را
تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد
برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما
بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی
دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با
سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می
تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. اگر ارسال این پیام شما
را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،
پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا آسان
نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و
این پاداش را دریافت کنید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 دی1390ساعت 11:1  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

مداح اهل بیت سردار شهید احد مقیمی به روایت تصویر

با توجه به فرارسیدن ایام عزاداری سالار و سرور شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، خبرگزاری فارس در نظر دارد تصاویر و زندگی‌نامه تعدادی از مداحان شهیدی که در سال‌های دفاع مقدس به‌عنوان روضه‌خوان اهل‌بیت مشغول به خدمت بوده‌اند، برای مخاطبان خود منتشر کند.http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900908001015

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 16:35  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

تنگ ترین نماز خانه دنیا

بدون شک ، اقامه ی فریضه نماز در جبهه های دفاع مقدس ، از اصلی ترین دغدغه های رزمندگان ایرانی بود.چه بسیار نمازها که به هنگام دویدن در میدان عملیات خوانده شد و چه بسیار نماز ها که با لباس هایی غرق خون و با تیمم اقامه گردید. وقتی معتقد باشی که جنگ و جهاد برای برپا داشتن همین 17 رکعت نماز است ، باید هم چنین باشد. و به جرات می توان گفت که پس از صدر اسلام ، جبهه جنگ ایران و عراق ، تنها معرکه نظامی در طول تاریخ بود که نماز در آن حرف اول را می زد و ارزش این ویژگی را تنها اهل نماز می دانند و بس.
عکسی که می بینید ، دو رزمنده بسیجی از لشکر ده سیدالشهدا(صلوات الله علیه)را بر آیینه تاریخ ثبت کرده است که در سنگری حفره روباهی که فاقد فضای کافی حتی برای نشستن دو نفر است ، در حال اقامه نماز هستند. این تصویر در محور شلمچه و در هنگامه نبرد کربلای 5 گرفته شده است.
راستی دو رکعت نماز در چنین وضعی ، با چند رکعت نماز ما و شما برابری می کند؟ادامه

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1390ساعت 22:16  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

اخ شهدا کجایید که...

پشت میدون مین گیر کرده بودیم چند بسیجی داوطلب شدن با رفتن روی مین معبر و باز کنن یکیشون چند قدم برداشت و برگشت! فکر کردیم ترسیده پوتیناشو داد به همرزمش گفت تازه از تدارکات گرفتم حیفه!!! بیت الماله!!پا برهنه رفت.راستی سه هزار میلیارد تومان پول چند تا پوتینه!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 19:19  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

مداحی زیبای مهدی سلحشور درباره شهدا

سلام؛ ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس؛ امروز یک مداحی بسیار زیبا درباره شهدا ، از حاج مهدی سلحشور برای شما عزیزان آماده کردم که امیدوارم استفاده کنیدادامه
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 1:22  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

salam

dostan aziz salam 

+ نوشته شده در  شنبه 12 شهریور1390ساعت 11:46  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

5

وارد پنجمین سال این وبلاگ شدیم.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 11:6  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

سال جهاد اقتصادی

امروز دلم هوای شادی کرده 
انگیزه اردوی جهادی داده
امیر جبهه خوبیها
فرمان جهاد اقتصادی داده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 فروردین1390ساعت 10:15  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

ما را ز سر بریده می ترسانی

ما گر زسر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

در محفل عاشقان خوشا رقصیدن

دامن زبساط عافیت برچیدن

در دست سر بریده ی خود بردن

در یک یک کوچه کوچه ها گردیدن

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

مارا ز سر بریده می ترسانی

ما گر زسر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

هرجا که نگاه می کنم خونین است

از خون پرنده ای گلی رنگین است

در ماتم گل پرنده می موید و گل

از داغ دل پرنده داغ آجین است

فانوس هزار شعله اما در باد

می سوزد و سرخوش است و چین واچین است

یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی

از عشــــق هر آنچه می رسد شیرین است

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

مارا ز سر بریده می ترسانی

ما گر زسر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

در آتش و خون پرنده پر خواهد زد

بر بام بلند خانه پر خواهد زد

امشب که دوباره ماه بالا آمد

می آید و باد پشت در خواهد زد

یک ساقه ی سبز در دلم خواهد کاشت

مهتـــاب بر آن شبنم تـر خواهد زد

صد جنگل صبح در هوا می شکفد

خورشیـــــد به شاخه ها شرر خواهد زد

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

مارا ز سر بریده می ترسانی

ما گر زسر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

+ نوشته شده در  شنبه 28 اسفند1389ساعت 2:56  توسط حسین مرادی آورزمانی  | 

دیدار امروز از وزرات اطلاعات

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 2:40  توسط حسین مرادی آورزمانی  |