سال جهاد اقتصادی
سائل ، سینه زنی،سیب، سحر،سوره فجر/سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم/هفت سینکرمت جور همیشه آقا/ما فقط یک سفر کرببلا کم داریم....
سائل ، سینه زنی،سیب، سحر،سوره فجر/سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم/هفت سینکرمت جور همیشه آقا/ما فقط یک سفر کرببلا کم داریم....
در این داستان مهم نفس انجام کار مثبته اصراری در نوع کار مثبت نیست:
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را
پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در
همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر
لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست
داشت برخورد کرد و نامش را
پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما
در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا
بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به
مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم
از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می
شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او
نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز
بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا
خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما
شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را
تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.
من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد
برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما
بشوم، آنگاه خدا گناهان
افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی
دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با
سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می
تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. اگر ارسال این پیام شما
را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،
پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا
آسان
نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و
این پاداش را دریافت کنید؟
بدون شک ، اقامه ی فریضه نماز در جبهه های دفاع مقدس ، از اصلی ترین دغدغه های رزمندگان ایرانی بود.چه بسیار نمازها که به هنگام دویدن در میدان عملیات خوانده شد و چه بسیار نماز ها که با لباس هایی غرق خون و با تیمم اقامه گردید. وقتی معتقد باشی که جنگ و جهاد برای برپا داشتن همین 17 رکعت نماز است ، باید هم چنین باشد. و به جرات می توان گفت که پس از صدر اسلام ، جبهه جنگ ایران و عراق ، تنها معرکه نظامی در طول تاریخ بود که نماز در آن حرف اول را می زد و ارزش این ویژگی را تنها اهل نماز می دانند و بس.
عکسی که می بینید ، دو رزمنده بسیجی از لشکر ده سیدالشهدا(صلوات الله علیه)را بر آیینه تاریخ ثبت کرده است که در سنگری حفره روباهی که فاقد فضای کافی حتی برای نشستن دو نفر است ، در حال اقامه نماز هستند. این تصویر در محور شلمچه و در هنگامه نبرد کربلای 5 گرفته شده است.
راستی دو رکعت نماز در چنین وضعی ، با چند رکعت نماز ما و شما برابری می کند؟ادامه
پشت میدون مین گیر کرده بودیم چند بسیجی داوطلب شدن با رفتن روی مین معبر و باز کنن یکیشون چند قدم برداشت و برگشت! فکر کردیم ترسیده پوتیناشو داد به همرزمش گفت تازه از تدارکات گرفتم حیفه!!! بیت الماله!!پا برهنه رفت.راستی سه هزار میلیارد تومان پول چند تا پوتینه!!!
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
…
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن
دامن زبساط عافیت برچیدن
در دست سر بریده ی خود بردن
در یک یک کوچه کوچه ها گردیدن
…
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
…
هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
فانوس هزار شعله اما در باد
می سوزد و سرخوش است و چین واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشــــق هر آنچه می رسد شیرین است
…
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
…
در آتش و خون پرنده پر خواهد زد
بر بام بلند خانه پر خواهد زد
امشب که دوباره ماه بالا آمد
می آید و باد پشت در خواهد زد
یک ساقه ی سبز در دلم خواهد کاشت
مهتـــاب بر آن شبنم تـر خواهد زد
صد جنگل صبح در هوا می شکفد
خورشیـــــد به شاخه ها شرر خواهد زد
…
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
