تبليغاتX
به نام خدای شهیدان
تحلیلی،سیاسی،ورزشی،فرهنگی

سلام بر دوستان عزیزی که در این شش ماهی که از وبلاگ نویسی بنده می گذرد با آنها آشنا شده ام وسلام بر تمام دوستانی که تازه با این وبلاگ آشنا شده اند و این مطلب را می خوانند طی پیامک های شما عزیزان در این چند وقت که شما مخاطبان عزیز و همسنگران گرامی برای بنده گذاشتید و در خواست به روز کردن وبلاگ را داشتید بر ان شدم تا ازسفری که به جنوب داشتم در حدود دو هفته پیش برای شما چند خطی به گزیده بنویسم .

همیشه وقتی صحبت از سفر به مناطق جنگی به میان می آمد یاد ایام عید نوروز و روز های تعطیل بهار می افتادم که کاروانهای بسیاری به سمت جنوب حرکت می کنند وسیر مشتاقان به ولایت رهسپار جادهای عشق و ایمان می شوند و تجدید میثاق با شهیدان خدایی می کنند. اما به هر تقدیر سفری ولو به توفیق اجباری به خرمشهر داشتم . وقتی وارد این شهر جنگ زده شدم هنوز هم اثرات جنگ تحمیلی بر روی در و دیوار این شهر نمایان بود هنوز هم خانه هایی بود که دیواره های مخروبه آن با آدم حرف میزنند هنوز هم نمای شهر جنگ زده بود و مردم با غیرت خونین شهر در گرمای شدید مشغول کار وفعالیت روزمره خود بودند وقتی به پل خرمشهر رسیدم ناگهان پاهایم ایستاد و زانوهایم قفل شد جایی رو دیده بودم که نماد غیرت رزمندگان ایرانی را نشانم می داد جایی رو دیده بودم که جهان آراها - همت ها پای آن جان داده بودند تا روزی برسد و من بتوانم از روی آن به راحتی گذر کنم فقط تنها کاری که توانستم بکنم ذکر شهدا بود با این روش فقط ذره ای توانستم از دین خود به شهدا کم کنم و به توانم به راه هم ادامه دهم . پس استراحتی کوتاه در استراحت گاه خود تصمیم گرفتم بعد از ظهر به شلمچه بروم تا با شهدای کربلای ۵ هم دیداری داشته باشم (کربلای ۵ که به خاطر آن اسم بلاگ رو کربلای ۶ گذاشتم).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 19:10  توسط حسین   |