تبليغاتX
به نام خدای شهیدان
تحلیلی،سیاسی،ورزشی،فرهنگی

قرار بود مقام معظم رهبري در ساعت مشخص به منزل يكي از علما تشريف بياورند. پانزده دقيقه از وقت مقرر گذشت و رهبر بعد از يك ربع تاخير تشريف آوردند . آن شخص با كنايه به رهبر گفت : شما چند دقيقه ايي تاخير داشتيد رهبر فرمودند:


بله ما به ديدن خانواده شهدا كه مي رويم ، معمولا اگر در يك كوچه چند خانواده شهيد باشد ، به همه آنها سر مي زنيم ، در كوچه ايي كه ما رفته بوديم ، از قبل گفته بودند دو خانواده شهيد حضور دارند ، بعد معلوم شد خانواده شهيد ديگري نيز حضور دارند، تاخير ما بي اين علت بود.


اين برادر باز هم درك نكرد و گفت : اين كارها براي جذب قلوب بد نيست . يعني شما اين كار را براي جذب قلوب مي كنيد . رهبر با يك حالت جدي فرمودند :


شما اسمش را هر چه مي خواهيد بگذاريد ، ولي آقاي فلاني بدانيد اگر اين خانواده شهدا نبودند، اگر اين خونهاي پاك نبود ، اين عمامه بر سربنده وجنابعالي نبود.

روایتی دیگر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 14:40  توسط حسین   | 

چند روزی بود که تلویزیون همش تبلیغ میکرد روز جمعه روز دیدار با پدران آسمانی است. تمام سعی خودمو کردم که من هم جمعه بتونم جزء دیدار کنندگان با پدران آسمانی باشم.

حدودا" ساعت 5 بود که رسیدم گلزار نمیدونستم برنامه قراره کجا برگزار بشه ! راه افتادم سمت سالن دعای ندبه ،توی مسیر هم به زیارت قبور بعضی از شهدا رفتم. توی سالن دعای ندبه خبری نبود اومدم بیرون و رفتم سمت خانه شهید مثل اینکه برنامه همون جا توی محیط باز مقابل خانه شهید برگزار میشد. تعدادی صندلی چیده شده بود و مقابلش پرده ای برای نمایش فیلم نصب شده بود که در حال پخش کردن صحنه هایی از جبهه های جنگ بود صدای فیلم از تمام بلندگوهای مراسم پخش میشد و حال و هوای قشنگی به گلزار داده بود. تمام صندلیها پر بود و حتی روی سکوها و لبه های جدولها هم نشسته بودند خیلی از دیدار کنندگان جائی برای نشستن نداشتند و ایستاده بودند مراسم نسبتا شلوغ بود، هر چی نگاه کردم یه جا واسه نشستن پیدا نکردم به خودم گفتم واسه چی بشینم مگه واسه نشستن اومدم رفتم میون جمعیت ببینم چه خبره!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 1:19  توسط حسین