حجم شدید انتقادات از سرمربی تیم پرسولیس به اوج رسیده است و چند روزنامه که سردبیران آن سابقه خصومت با آدم ها مطرح ورزش را دارند این بار هم جلوی قطبی موضع گرفته اند تا شاید حداقل بتوانند برای خود شهرتی بدست آورند و جالب است که اینها جرات انتقاد از دایی ،قلعه نویی و مربیان (با ادب) را ندارند و با سیستم ضعیف کشی ما ایرانی ها به قطبی حمله کرده اند و از خود نمی پرسند آیا اگر او نبود ما چه باید می کردیم !! تیم پرسپولیس تا اینجای کار نتایج بدی نگرفته ، واین نتایج را با تیم های قهرمان سال های گذشته که سال بعد در لیگ شرکت داشته اند اگر مقایسه کنید (فولاد،سایپا،استقلال) خودتان متوجه این امر می شوید. و جالب این که آنها می گویند چرا قطبی از دی کارمو دفاع کرده ؟ بنده به عنوان کارشناس این رشته خدمت این عزیزان عرض کنم در روانشناسی ورزشی یک مربی باسواد باید تحت هر شرایطی در محیط رسانه ایی از بازیکن خود دفاع کند تا این بازیکن دچار سرخوردگی یا دیگر مسائل نشود و در محیط تیم به بازیکنش ایراداتش را بازگو کند که با شناختی که من از قطبی دارم مطمئنم که این کار را انجام داده است. لذا دیده ایم مربی که مشکلات را به گردن بازیکن می اندازد و اثرات منفی آن را هم میبیند . چه جالب است که در ورزش حق الناسی وجود ندارد و خبرنگاران و اصحاب رسانه اصلا به این موضوع اهمیتی نمی دهند و فقط برای شاد کردن بنده خدا گام برمی دارند و از اصل یا بی خبرند یا خود را به بی خیالی زده اند و هیچ ارگانی هم پیگیر مطبوعات ورزشی نیست ، کاش هییت نظارتی هم وجود داشت که تخریبگران را شناسایی و با آنها برخورد کند و متاسفانه می بینیم که خبرگزاری فارس هم به دفاع از این روزنامه های سرد می پردازد .
به نظر من سخنان مقام معظم رهبری در مورد جو ملتهب مطبوعات فقط خاص روزنامه های سیاسی نبوده و مسئولین باید با نگاه محکم تری نسبت به حرفهای رهبر انقلاب گوش فرا دهند چرا که مطمئنم رهبری دید وسیعی نسبت به جامعه دارد و فقط یک طیف خاص از مطبوعات را مد نظر نمی گیرند.
به شخصه از زمان نوجوانی پای ثابت مطبوعات بوده ام و بسیار زیاد با روزنامه های ورزشی در ارتباط بوده ام و جدا از علایق شخصی به این خاطر بوده است که در تمام روزنامه های دوم خرداد به بعد دوست آشنا و فامیلی داشته ام و مهمترین چیزی که در این جمع های ژورنالیستی دیدم سواد و سطح معلومات بالای خبرنگاران و نویسندگان این رزونامه ها و مجلات بود ولی چند سالیست که مطبوعات فقط برای خالی نبودن عریضه چاپ می شوند وبه روی یشخوان می آیند در روزنامه های سیاسی بسیار کم می بینیم که مجموعه ایی به خاطر رسالت مطبوعاتی خویش علیه کسی قلم بزنند و بیشتر به این فکر هستند تا از این شغل پر مخاطره به موقعیتی بهتر برسند و در وزرات یا سازمانی مشغول به کار شوند،
این جاست که دیگر مطبوعاتی نوپا و جوان و پر نشاط نداریم و همه و همه به فکر ریا کردن وسیا کردن دیگران هستند .و اما مطبوعات ورزشی که دیگر نوبر هستند ، یکسری معلوم الحال که شاید حتی ندانند برای چه هدفی زنده اند و هر روز برای خود خطی جدید ترسیم می کنند وجلو می روند و غافل از این که رضا خدایی هم وجود دارد و چنان می کوبند که کباب کوبیده را نمی کوبند و فردا موفقیت یک مجموعه را چنان در پر قو می گذارند که معلوم نیست این همان آدم هفته پیش هست که انقدر بد و بی تاکتیک بود و چراغ عمرش دست مربی دیگری بود( البته در همه جا خوب وبد هست ولی حرف من سطح سواد وتخصص است که بسیار در مطبوعات پایین آمده است ) و حیفم می آید که حتی به تیترهای آنها نگاه کنم . در آینده به طور تخصصی به این پدیده نگاه می کنم و ریز ودرشت را خواهم نوشت.
بذارید این جا همین جوری خاکی بمووونه
خبرگزاري فارس: برخي تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي تهران، با صدور بيانيهاي به موضوع طرح يكسان سازي گلزار شهداي بهشت زهرا(س) به شدت اعتراض كردند. 
زماني كه فريادهاي دردمندانه اين همه رزمنده سالهاي جنگ، اعتراض نجيبانه پدران و مادران شهدا، خانوادههاي داغديده و حتي جوانان جنگ نديده دلخوش به يادگارهاي بهجا مانده به هيچجا نميرسد و بلدوزرهاي شهرداري با حمايت بنياد شهيد و امور ايثارگران، قطعههاي شهدا بهشتزهرا (س) را هدف ميگيرند. زماني كه يك نفر آدم فهيم يافت نميشود كه بفهمد تنها يادگارهاي بهجا مانده از جنگ مردمي، كوچه پس كوچههاي (هرچند نامنظم) خاطرات اين مردم و سند تاريخي تنوع اقشار دخيل در دفاع را با بلدوزر صاف نميكنند، تا سهم خانوادههاي شهدا و دلباختگان مجاهدين خونين كفن، سنگهايي يكدست باشد و فضايي بيروح، تا پارك شهدا به نشاني جاي قطعه شهدا، تا نسلهاي آينده به گورستان بيروح يادبود جنگي دور بيايند و هيچگاه نبينند نيمكتهاي فلزي خالي پاي قبرهاي باصفا را كه بيتالحزن مادران شهدا بود و قرآن آفتاب خورده پشت شيشه را كه يادگار بود و به ياد نياورند شبهاي جمعه را كه جوانان اين شهر خسته از آنچه ديدهاند و نااميد از آنچه نميبينند به قطعه شهدا پناه ميبردند، و سخن امام كه «همين ترتبت پاك شهيدان است كه تا قيامت زيارتگاه عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان است» كلامي در فضاي تاريخي خاص باشد و... تا نسلهاي آينده فراموش كنند مادري را كه 20 سال بر سر قبر پسرش در بهشت زهرا زندگي كرد و ميهمانان عاليرتبه خارجي جايي براي اضافه شدن تشريفات رايج ديپلماسي بيابند و كسي 100 سال بعد به سنگ قبر شهدا دسترسي نداشته باشد كه بزرگترين مزار شهداي جهان يكي از مهمترين اسناد بررسيهاي تاريخي و باستانشناسي و مردمشناسي به دست خود ما تخريب شود. تا در تاريخ فقط فرعونها با قبرهايشان بماند و سنگ قبرها و حجلههايي كه يكايكشان سندي تاريخي است، به بهانه رعايت «عناصر زيباييشناختي» و «آسان شدن عبور و مرور» و به نام «حفظ شأن شهدا» تخريب شود.
مقام محترم شهرداري تهران!
سردار شهيد حاج علي موحد دانش - بنيانگذار و فرمانده لشكر 10 سيدالشهداء در اینجا
سردار شهيد مهدي زين الدين فرمانده لشكر علي بن ابيطالب در اینجا
سردار شهيد محمود كاوه فرمانده لشكر ويژه شهدا در اینجا
سردار شهيد حاج حسين خرازي فرمانده لشكر امام حسين(ع) در اینحا
سردار شهيد محمد بروجردي فرمانده سپاه كردستان در اینجا
تصاوير سردار شهيد مهدي باكري فرمانده لشكر عاشورا در اینجا
تصاوير شهيد جاويدان اثر حاج احمد متوسليان فرمانده لشكر محمد رسول الله(ص) در اینحا
تصاويري از عكاس جاويد الاثر كاظم اخوان و عكس هاي ايشان از جبهه در اینجا
سردار شهيد غلامحسين افشردي(حسن باقري)، فرمانده نيروي زميني سپاه در اینجا
تصاوير شهيد حاج عباس كريمي فرمانده لشكر محمد رسول الله (ص) در اینحا
تصاوير شهيد حاج رضا چراغي فرمانده لشكر محمد رسول الله در اینجا
مجموعه تصاوير سرداران شهيد دفاع مقدس در اینجا